اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

184

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

كنند ، و آنچه به وزن پنجاه اقه است ، با قاطر حمل كنند . آنچه اعلا و بهتر باشد ، تقريبا بارى هشت پياستر فروخته گردد ، آنچه بوى مشك از آن آيد ، و خالص باشد ، كرك نامند و بهتر از سايرين است . سياه بيشتر از سفيدست . يهوديان بارهاى پشم را به همان قسمى كه از ايران آيد ، بخرند ، و بعد خود اقسام آن را از هم سوا كنند . انگليسيها غير از پشم [ سياه ] نخرند ، و گويند اين رنگ سالم از چرك شدن باشد . فرانسويها هر سه قسم را بخرند و بعد خود اقسام آن را از هم سوا كنند . [ پشم ] سرخ را مخصوصا به مملكت ليورنو « 20 » برند . شتر باخترى ، پشمش بسيار [ ريزتر ] از شتر عربى باشد و بلندتر . لين‌المس « 21 » زرد رنگ است . در كارخانه‌هاى پاريس ، من از اين پشمها ديدم . باوجود اينكه به اسم پشم بز خريده بودند ، مىگفتند پشم جانور معروف به [ پشم ] ويغونى « 22 » ينگه دنيايى است . اين پشم را در فرنگستان ، غير از كارخانه‌هاى كلاه‌سازى ، در چيز ديگر به كار نبرند ، امّا در ايران شالى [ از آن ] بافند كه در دوام ، به قدر شال كشميرى باشد . اين شتران بسيار قوى و عظيم‌الجثه [ هستند ] و در سرما بيشتر از شتران عربى تاب و توان دارند . در آسياى صغير و در شمال ايران و در توران و تاتارستان و قندهار و كشمير [ وجود دارند ] . تمامى نواحى شرقى سردسيرى و گرمسيرى از اين شتران بسيار دارند . شتران عربى كه جمازه گويند ، غير از بلاد حارّه مانند هندوستان و بلاد جنوبى ايران و عربستان و شمال افريقا ، در جاى سرد زيستن نتوانند . اشتران باخترى تا هزار و دويست گيروانكه بار توانند برداشت ، در صورتى كه سفر دور نباشد . امّا در سفرهاى دور به همراهى كاروان ، مقرر است كه از هشتصد گيروانكه بار تجاوز نكند . شترهاى عرب را در سفرهاى دور بيش از ششصد گيروانكه بار نكنند . امّا در سفرهاى چند روزه هشتصد [ گيروانكه ] نيز بار بردارند . اين شتران يعنى هردو جنس را طبعا در بهار موى بريزد . در اين هنگام قطران « 23 » مالند ،

--> براى آگاهى بيشتر پيرامون وزنهاى متداول آن عصر ، رجوع كنيد به كتاب : والتر هينس ، اوزان و مقياسها در اسلام ، ترجمهء غلامرضا ورهرام ( تهران ، 1367 ) ، ص 20 ، 37 و 57 . ( 20 ) . Livorno ( 21 ) . پشم نرم به رنگ اخرى . ( 22 ) . Vicogne ( 23 ) . قطران - شيرهء درخت ابهل و شيرهء ارزو مانند آن است . مايعى روغنى و چسبندهء ( Gondron ) كه غالبا از جوشاندن چوب خشك درخت صنوبر و يا گاهى از چوبهاى ضمع دهندهء ديگر به دست مىآيد . رنگ آن غالبا تيره و سياه رنگ است .